یک روز معلمی از دانش آموزان که در کلاس بودند پرسید: آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق بیان کنید ؟ هر کسی چیزی گفت : اما در آن بین پسری بر خاست داستان کوتاهی تعریف کرد :(یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند برای تحقیق به جنگل رفتند . آنان وقتی به بالای تپه رسیدنددر جا میخکوب شدند . یه ببر بزرگ جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود . شوهر تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود .
برچسب:
نویسنده: بهار کریمیان
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:18